سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

368

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

نيز متاع را از موهب له پس گرفته و عوض آن را به زبالش مسترد مىدارد . مثلا زيد و عمرو در خانه‌اى با هم شريك بودند ، سپس زيد حصّه خود را به بكر در مقابل 8000 تومان فروخت و قبل از اينكه عمرو اخذ بشفعه نمايد بكر نيز آن را در قبال 10000 تومان بخالد هبه كرد و وقتى عمرو از فروخته شدن حصه شريك و پس از آن هبه شدنش مطلع شد هبه را باطل كرد و شفعه‌اش را اعمال نمود از اينرو 8000 تومان ثمنى را كه بكر به زيد داده بود بوى اعطاء كرد و حصه فروخته شده را بدين ترتيب تصاحب نمود لذا بكر مجبور شد 10000 تومان را كه بعنوان عوض در هبه از خالد گرفته بود بوى ارجاع دهد . قوله : ابطال ذلك كلّه : مشار اليه [ ذلك ] عقود متأخر مىباشد . قوله : و له ان يجيز ، ضمير در [ له ] بشفيع عائد است . قوله : و الثانى صحيح : و دليل بر صحت بيع دوم اين است كه مشترى اول مالك حصه خريدارى شده بوده و بحسب فرض به كسى فروخته كه او نيز واجد شرائط صحت بيع مىباشد . قوله : و ان توقف على اجازة الشفيع : ضمير مستتر در [ توقف ] به بيع دوم راجعست . قوله : فالتعيين الى اختياره : يعنى تعيين هريك از دو بيع و ابطال ديگرى به اختيار شفيع است . قوله : و كذا لو تعددت العقود : يعنى اگر عقود بيشتر